چرا اسپاتیفای نمی‌تواند تبدیل به نتفلیکس دنیای موسیقی شود؟

علمی

مدت‌ها است که موسیقی‌دانان از قدرت ناشران بزرگ موسیقی گلایه می‌کنند. سرمایه‌گذاران بعد از عرضه عمومی اسپاتیفای در ماه گذشته میلادی، برای خرید سهام آن و پایان دادن به مشکلات موجود وسوسه شدند. اسپاتیفای، اپلیکیشن معروف دنیای کاربران موسیقی، با وجود احیای صنعت موسیقی‌ ضبط‌شده، باز هم نتوانسته است تعادل قدرت را در این صنعت به‌طور قابل توجهی تغییر دهد.

این امر در حاشیه سود ناخالص، یعنی شکاف بین درآمد و هزینه‌های متغیر کمپانی، به‌خوبی مشهود است. اکثر هزینه‌های اسپاتیفای مربوط‌ به حق امتیازی است که به سه استودیوی بزرگ عرصه‌ی موسیقی، یعنی یونیورسال موزیک، سونی موزیک اینترتینمنت و وارنر موزیک و همچنین کنسرسیومی از برندهای مستقل مثل مرلین می‌پردازد.

سال گذشته با امضای یک قرارداد صدور مجوز جدید، سود ناخالص اسپاتیفای افزایش یافت. بر اساس اطلاعیه‌ی اسپاتیفای که در ماه فوریه سال جاری میلادی منتشر شد، سود ناخالص کمپانی در سه‌ماهه‌ی چهارم سال ۲۰۱۷ به ۲۴.۵ درصد رسیده است. این درحالی که درصد سود آن در بازه‌ی مشابه در سال ۲۰۱۶، ۱۷ درصد بود. با این حال بهبود سود ناخالص به‌طوری‌ که مناسب و شایسته‌ی صنعت دنیای فناوری باشد، نیازمند کارهای بیشتری است.

قراردادهای مربوط به امتیاز هر چند سال یک بار بسته می‌شوند؛ بنابراین سرمایه‌گذاران برای امتحان شانس خود در بستن‌ قراردادهای بهتر همچنان صبر کنند. رشد اسپاتیفای به آن کمک خواهد کرد تا قراردادهای بهتری در آینده منعقد کند؛ ولی حتی قراردهای خوب هم مشکل اساسی این شرکت با انحصار مالکیت محتوای اصلی‌ به چند فرد و شرکت خاص را حل نخواهد کرد. سه غول بزرگ این عرصه به‌ همراه مرلین، ۸۷ درصد از آهنگ‌های اسپاتیفای در سال گذشته را در مالکیت خود داشتند.

وسلی لبو، مدیر صندوقی در مدیریت دارایی سی‌پی‌آر، میگوید غول استریم ویدیو یعنی نت‌فلیکس هم در سال ۲۰۱۱ با چنین مشکلی دست‌ و پنجه نرم می‌کرد. نت‌فلیکس که هزینه‌های محتویایش درحال افزایش بود، سراغ محصولات انحصاری رفت و کارش را با سریال خانه‌ی پوشالی شروع کرد. کار نت‌فلیکس به‌اندازه‌ای خوب پیش رفت که مراکز تولید اکنون درحال تلاش برای تحکیم قدرت معاملات خود با آن هستند؛ به‌ همین خاطر است که نبردی میان دیزنی و کام‌کست بر سر فاکس قرن‌بیستم وجود دارد. حاشیه سود ناخالص نت‌فلیکس درسال گذشته ۳۴ درصد بود.

اما اوضاع موسیقی با ویدیو فرق دارد: آلبوم‌های جدید جدای‌ از تمرکز بر حق مالکیت، بازاریابی‌ مانند سریال‌های جدید تلویزیونی ندارند. طبق اطلاعیه‌ی اسپاتیفای، کلید ادامه‌ی موفقیت شخصی‌سازی است، نه انحصار. رقابت‌ با برندهای موسیقی برای بستن قرارداد بهتر همیشه شدنی نیست.

سرویس استریم نتفلیکس

اسپاتیفای می‌توانست با افزایش قیمت‌ها، حاشیه سود ناخالص خود را افزایش دهد؛ اما برخلاف نت‌فلیکس که هزینه‌ی بسته‌های استریم آمریکایی خودش را قبل‌ از کریسمس افزایش داد، اشتراک ماهانه آن از ۶.۸۴ یورو درسال ۲۰۱۵ به ۵.۳۲ یورو (۶.۵۵ دلار) درسال گذشته کاهش یافت. 

علت را باید در این اقدام اسپاتیفای جویا شویم: اسپاتیفای در رقابتی با اپل موزیک، برنامه‌های خانوادگی ارائه داد. این برنامه‌ها به ۶ تن از اعضای خانواده اجازه‌ی دسترسی‌ به تنها ۵۰ درصد بیشتر از قیمت اشتراک هر شخص می‌داد. اما همین امر نشان‌دهنده تفاوت نوع رابطه‌ی مشتریان با موسیقی است. در واقع آن‌ها می‌توانند به‌صورت مجانی از طریق رادیو یا یوتیوب به‌ موسیقی گوش بدهند. نت‌فلیکس بسیار ارزان‌تر از یک بسته‌ی کابلی و تلویزیونی است. اسپاتیفای از چنین مزیتی بهره نمی‌برد.

معاملات سهام خصوصی در ماه فوریه سال جاری میلادی (بهمن-اسفند) ارزش اسپاتیفای را چیزی حدود ۱۹.۷ میلیارد دلار برآورد کرد که تقریبا ۱۹ برابر سود ناخالص سال گذشته است؛ این میزان برای نتفلیکس ۳۲ برابر است. اگر سرمایه‌گذاران بخواهند اسپاتیفای را به نتفلیکس موسیقی تبدیل کنند (که از نظر ارزش هم با آن قابل مقایسه باشد)، اسپاتیفای باید قدرت تعیین قیمت بیشتری داشته باشد؛ هم برای مشتری و هم برای صنعت موسیقی. 

اسپاتیفای با تمام رشدی که در اطلاعیه‌ی خود نیز به آن اشاره کرده بود، بازهم شبیه‌ به شرکتی به‌ نظر می‌رسد که شیوه‌ی کسب درآمدش وابسته‌ به برندهای بزرگ و بزرگان موسیقی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *